کاربر میهمان خوش آمدید  |  ورود به پنل کاربری  | 
        امروز : 17 اذر 1400
 

سخنان تازه : پندار روزانه

رابطه جنسی و افراد دارای معلولیت

آنچه اغلب ما نمی دانیم:

رابطه جنسی و افراد دارای معلولیت

نویسنده: دکتر آدولف راتزکا (سوئدی)

برگردان: محمدرضا حیدرزاده نائینی

وب سایت فرشتگان خاص

 

 

آنچه اغلب ما نمی دانیم:

رابطه جنسی و افراد دارای معلولیت

 

بر خلاف تصور غلط اجتماعی و حتی برخی از کارشناسان افراد دارای معلولیت، رابطه جنسی افرادی با معلولیت های وسیع مثل من (دکتر راتزکا) به مشاوره جنسی یا مشکلات فیزیکی و نیازهای حمایتی مرتبط وابسته نیست ، بلکه آن چه مهم است امکان دسترسی به بودجه یا تامین مالی برای ماست که اجازه می دهد  بتوانیم این بخش از زندگی خود را تحت كنترل درآوریم.

 

برای اکثر مردم ، جنسیت یک حوزه بسیار محرمانه از زندگی شخصی آنها است و آن ها مایل نیستند آن را به استثنای چند نفر از افراد نزدیک خود با دیگران در میان بگذارند. از سوی دیگر ، زندگی جنسی افراد دارای معلولیت مورد کنجکاوی و توجه بسیاری از مردم است، نتیجه را در بازار عظیم فیلم ها ، مجلات و محصولات مشابه جنسیت، شاهد هستیم. این یک حکم کلی نیست ولی معمولاً افرادی که خود مشکلات شخصی شدید دارند، نسبت به زندگی جنسی افراد دیگر علاقه نشان می دهند.

نمی خواهم موضوع را بیش از حد ساده کنم ، اما این تصور را دارم که متخصصان جنسی افراد معلول که عمدتا به موضوعاتی مانند توانایی جنسی، نعوظ و انزال ، کمک های تخصصی جنسی
می پردازند، ممکن است اطلاعات کمی از زندگی روزمره ما داشته باشند. توضیحش سخت است ولی آنها دشوارترین موانع که مانع لذت کامل جنسی معلولان می شود، را نمی بینند. چطور چنین چیزی ممکن است؟

به صورت کوتاه می خواهم توجه خود را به چند مشکل آشکار و اغلب فراموش شده جلب کنم که بسیاری از ما با معلولیت های گسترده تری با آن روبرو هستیم.

رابطه جنسی نوعی ارتباط است، برای ابراز شخصیت خود به شخص دیگر. نحوه ارائه خودم به دیگری به عنوان شریک زندگی، تا حد زیادی بستگی به دیدگاه خودم دارد. چگونه می توانم جذاب باشم ، چگونه می توانم کسی را دوست داشته باشم ، اگر خودم را دوست نداشته باشم!

پیام های زشت و غلط جامعه برای معلولان: جامعه دائماً ما را با پیامهای آشکار و غیرمستقیم بمباران می کند که زندگی ما بی ارزش است، ما ناتوان و درمانده هستیم. غالباً من با تعارفات مشکوک روبرو می شوم: "شما باید خیلی قوی باشید، زیرا  اگر من به جای شما بودم، خیلی وقت پیش خودکشی کرده بودم."

معلولین عزیز، مستقل از دیدگاه جامعه فکر کنید: مهمترین وظیفه ای که ما جامعه معلولان با آن روبرو هستیم این است که دیدگاه خود را مستقل از محیط اطراف خود بسازیم. تنها در این صورت است که می توانیم به جایی برسیم که قدر داشته های خود بدانیم و وضعیت جسمی یا ذهنی منحصر به فرد بودن خود را ارج نهیم. اگر قرار باشد این کار را تنهایی انجام دهیم، به این جایگاه نخواهیم رسید. در این کار ما نیاز به همدلی و حمایت سایر معلولان داریم. با به اشتراک گذاشتن تجربیات و بینش های خود می فهمیم که تنها نیستیم. زمانی که یکدیگر را به عنوان افرادی توانا ، جالب و دلسوز  به رسمیت شناختیم، می توانیم خود را در برابر نگرش های منفی ایمن کنیم.

بیایید با واقعیتهای ناگواری روبرو شویم:

تلقی اشتباه جامعه از افراد دارای معلولیت: جامعه ما را در درجه اول به عنوان موجوداتی با نیازهای جنسی نمی شناسد بلکه  اکثر ما را به عنوان افراد نیازمند مراقبت در نظر می گیرد. این که مردم باید با آنها خوش رفتار باشند. افراد معلول اغلب به شکل افراد بیمار دیده می شوند. خب وقتی که دیدگاه جامعه اینطور باشد، توقعی نیست که افراد بیمار زندگی منظمی با مسئولیت های اجتماعی مانند کار داشته باشند. قطعاً انتظار نمی رود که افراد بیمار تشکیل خانواده دهند. در بسیاری از کشورها افراد معلول در خیابان (با عرض معذرت) به تکدی گری مشغول هستند. در کشورهای مرفه تر هم، سیاستمداران با حسن نیت سعی می کنند با معرفی ما به عنوان ضعیف ترین افراد جامعه ، پول مالیات دهندگان را برای برنامه های معلولیت بسیج کنند.  هر دو تصویر غلط است و به عزت نفس ما کمکی نمی کند ، به جذابیت جنسی ما کمک نمی کند. چه کسی می خواهد عاشق یک بیمار شود ، چه کسی می خواهد ماه عسل را با یک گدا بگذراند؟

اعتماد به نفس:افراد دارای معلولیت اغلب در صورت داشتن تحصیلات پایین تر ، در صورت اشتغال با مشکلات عظیمی روبرو می شوند. جای تعجب نیست که بسیاری از ما اعتماد به نفس ضعیفی داریم. بدون اعتماد به نفس ، دیدن خود به عنوان یک موجود جنسی جذاب دشوار خواهد بود.

وجود نگرش های قیم سالارانه: ما (معلولانی) که در زندگی روزمره خود به وظایفی مانند لباس پوشیدن ، استحمام ، توالت رفتن و غیره به کمک نیاز داریم، بیشتر در معرض نگرش های پدرانه و محافظ محیط اطراف خود هستیم. وابستگی جسمی ما به دیگران خود به خود ، با وابستگی ذهنی و احساسی ما برابر می شود. اگر ما خودمان احساس وابستگی کنیم و اگر دیگران نیز به این باور برسند ، ارائه چهره جذاب و دل فریب برای دیگران دشوار خواهد بود. فردی که احساس حقارت می کند، نمی تواند رابطه ای سالم با شخص دیگر برقرار کند چون ارتباط جنسی سالم بر اساس حس برابری شکل می گیرد.

زندگی با والدین از روی ناچاری: در کشورهایی که خدمات مددکاری شخصی ندارند، بسیاری از ما معلولان مجبوریم زندگی خود را با والدین خود بگذرانیم. زمانی که به ناچار در وابستگی اجباری باقی ماندیم تا نیازهای اولیه (نظیر دوران کودکی) را در این وابستگی تامین کنیم، ، چگونه می توانیم نظیر یک انسان بالغ، نیازهای جنسی خود را برآورده سازیم؟

زندگی در مراکز نگهداری معلولان: کسانی که بستگان و یا حامی ندارند، اغلب  به موسسات نگهداری سپرده می شوند که در هر اتاق چند نفر دیگر حضور دارند، این اتاق ها معمولاً مردانه و یا زنانه است نه مختلط. رفت و آمد بین دو جنس به دلخواه صورت نمی گیرد. همه باید  طبق برنامه های مشخص غذا بخورند و به دستشویی بروند.  خودم 5 سال از جوانی خود را در یکی از این موسسات گذراندم. انگار زندان بود چه کسی می تواند، یک رابطه سالم جنسی لذت بخش را در یک قفس برای خودش ایجاد کند؟

برای بسیاری از معلولانی که به مددکاری شخصی نیاز دارند ، تنها راه رهایی از چنین موسساتی یا جدایی از خانه والدین، ازدواج با یک شریک زندگی غیر معلول است.

احساس بارگناه در مقابل شریک زندگی: بدون تامین بودجه و کمک های لازم در زمینه خدمات زندگی مشترک و ازدواج و فارغ از بحث بزرگ کردن فرزندان ، بار سنگینی بر دوش شریک زندگی فرد معلول خواهد افتاد. اغلب پذیرش چنین مسئولیت سنگینی، به معنای از دست دادن کار و حتی فراموشی علاقه های زندگی شخصی است.

عشق و گناه: ارائه کمک ها از سوی شریک زندگی به عنوان نشانه ای از عشق تلقی می شود. اما هنگامی که شریک غیر معلول با حجم زیاد کار و مسئولیت روبرو می شود و از طرف دیگر وابستگی فوق العاده ای از طرف فرد معلول در این رابطه ایجاد می شود، هر دو طرف احساس گناه می کنند. برخی روابط با احساس گناه حفظ می شود و این در حالی است که این حس اغلب با عشق اشتباه گرفته شده است.

خود من از یک مددکار شخصی استفاده می کنم و با یک بانوی غیر معلول ازدواج کرده ام. من در یک موقعیت ممتازی قرار دارم .از سویی دولت (سوئد) برای استخدام دستیار شخصی به من پول می دهد. من از این نظر به همسرم وابسته نیستم. آن زمان هایی که در تنظیم برنامه دستیاران شخصی برای خودم سهل انگاری می کنم و مجبورم از همسرم بخواهم به من کمک کند ، احساس متفاوتی دارم. وابستگی بر رابطه تأثیر منفی می گذارد.

رابطه جنسی بازگو کننده وضعیت زندگی فرد است. بدون برآورده کردن پیش نیازهای عزت نفس و استقلال شخصی، نمی توان رابطه جنسی سالم داشتآنچه که امیدوارم در این نظر مختصر نشان داده باشم این است که برای بسیاری از ما که دارای معلولیت های وسیع هستیم ، آزادی جنسی ما به مشاوره جنسی، کمک فیزیکی یا امثالهم وابسته نیست ، بلکه آن چه مهم است این در دسترس بودن خدمات مددکاری شخصی با هزینه دولت است كه به ما توانایی کنترل زندگی خود را می دهد.

 

وب سایت: Special-people.com

اینستاگرام: Specialneedsguys

گروه تلگرامی: https://t.me/fereshtegankhas

منبع: www.independentliving.org/docs5/sexuality.htm

 

 


بازدید: 130