امروز : 22 ابان 1398
 
   با یاران سوته دل

 
   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1400/01/01
   مهر نامهربان با کودکان با نیازهای ویژه

مهر نامهربان با کودکان با نیازهای ویژه

رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان ایران می‌گوید کودکستان‌های خصوصی از پذیرش بچه‌های دارای معلولیت به بهانه تاثیر بر روحیه سایرین خودداری می‌کنند. والدین این کودکان از تبعیض‌های تربیتی- آموزشی و جداسازی آنها در رنجند.

علی همت محمودنژاد، رئیس انجمن دفاع از حقوق معلولان ایران، اعلام کرده که حضور کودکان دارای معلولیت در مهدهای کودک، در حد حرف باقی مانده و کودکستان‌های خصوصی که مجوز سازمان بهزیستی را هم دارند، از قبول این بچه‌ها سر باز می‌زنند: «همین موضوع تجربیات اجتماعی و استقلال کودک معلول را به مخاطره می‌اندازد.»

محمود‌‌نژاد به خبرگزاری تسنیم گفته است، کودکستان‌های خصوصی به این دلیل بچه‌های معلول را نمی‌پذیرند که روی روحیه سایر کودکان تاثیر منفی می‌گذارد.

ایران از سال ۱۳۸۷ به کنوانسیون بین‌المللی حقوق معلولان پیوسته است؛ کنوانسیونی که دسترسی به آموزش فراگیر در نزدیک‌ترین محل به زندگی فرد در کنار سایرین را حق افراد دارای معلولیت می‌داند و دولت‌‌های عضو را به رعایت این اصل موظف می‌کند. ماده هفتم کنوانسیون از دولت‌ها خواسته برای کودکان دارای معلولیت شرایطی برابر با سایر کودکان فراهم کند. ماده ۲۴ نیز حق آموزش برای افراد دارای معلولیت، فارغ از هر تبعیض و مبتنی بر فرصت‌های برابر را مورد تاکید قرار داده است.

در تبصره‌های بند دوم این ماده آمده است: «افراد دارای معلولیت از نظام آموزش همگانی بر مبنای معلولیت مستثنی نمی‌گردند... افراد دارای معلولیت می‌توانند به آموزش ابتدایی و متوسطه رایگان، با کیفیت و فراگیر بر مبنای برابر با سایر افراد جامعه خود، دسترسی داشته باشند.»

در همین زمینه، روزنامه "ایران" در گزارشی به نقل از یک مادر می‌نویسد: «از صد مهد کودکی که رفتم یکی حاضر شد اسم دخترم را بنویسد. دولتی‌ها اصلا امکانات نداشتند و ساختمان پر از پله بود و مدیران‌شان هم مخالفت می‌کردند.»

این مادر گفته که مهد‌های کودک خصوصی بهانه‌های زیادی می‌آوردند و سرویسی نمی‌دادند: «بالاخره یکی ثبت‌نامش کرد اما بار همه مشکلات گردن خودم بود. تمام روز توی مهد کودک می‌نشستم و خودم بچه را جابجا می‌کردم. یعنی با آن همه شهریه که می‌گرفتند حاضر نبودند بچه را از این اتاق به آن اتاق ببرند به همین خاطر دیسک کمر و گردن گرفتم.»

مدیر یکی از این مهدهای خصوصی به خبرنگار "ایران" گفته است: «چند وقت پیش کودکی را که کمی عقب ماندگی ذهنی داشت ثبت‌نام کردیم. درواقع بچه عقب ماندگی زیادی هم نداشت، فقط کمی کم‌هوش بود اما بقیه والدین اعتراض کردند، ما هم مجبور شدیم عذرش را بخواهیم.»

الهام یوسفیان، فعال حوزه معلولیت می‌گوید: «اگر مهدها دولتی‌اند باید برای همه افراد جامعه در دسترس باشند. درست مثل اینکه همه افراد جامعه باید بتوانند از اتوبوس، مترو، خیابان یا ادارات دولتی استفاده کنند. نبود امکانات برای این بچه‌ها دلیلی نیست که آنها نتوانند از مهد استفاده کنند. خیلی از کارها هم دیداری است؛ مثلاً به یک بچه ناشنوا خیلی راحت می‌توانند سفالگری یاد بدهند یا بچه‌ای که عصای کمکی دارد و دچار معلولیت حرکتی است فقط کافی است به جای پله، مهد کودکش رمپ داشته باشد یا دستشویی مهد یا پیش دبستانی مناسب‌سازی شده باشد.»

خانم یوسفیان که نابیناست، از روش‌های منجر به جداسازی انتقاد می‌کند: «دوران کودکی خودم را به یاد می‌آورم و اینکه بچه‌ها راه‌هایی پیدا می‌کردند که من هم بتوانم بازی کنم... بچه‌ها به صورت طبیعی راهی پیدا می‌کنند که با هم از بازی لذت ببرند. اولش شاید یک کودک دارای معلولیت را مسخره کنند یا تعجب کنند اما بعد راه‌هایی پیدا می‌کنند که یکدیگر را بپذیرند و با هم دوست شوند.»

اما امتناع از ثبت‌نام بچه‌های معلول تنها به مهدکودک‌ها محدود نیست. والدین دانش آموزان دارای معلولیت هم بارها از سنگ‌اندازی مسئولان مدارس برای ثبت نام فرزندان‌شان و یا مناسب نبودن فضای مدرسه برای حرکت با واکر یا ویلچر گلایه کرده‌اند. حق انتخاب آنها به همین دلیل بسیار محدود است.

در هیچیک از مقررات و شیوه ‌نامه‌های آموزش و پرورش، کودکان دارای معلولیت از حق تحصیل محروم نشده‌‌اند و تنها دانش آموزانی که ناشنوای مطلق هستند، امکان ثبت‌نام در مدارس عادی را ندارند. با این همه به دلیل آن که فضای مدارس مناسب‌سازی نشده‌اند، بسیاری از دانش آموزانی که معلولیت جسمی – حرکتی دارند نمی‌توانند به هر مدرسه‌ای بروند. یکی از بزرگترین مشکلات این قبیل دانش آموزان، پله‌های مدارس است.

مادر یک دانش آموز با معلولیت جسمی یک سال قبل به کمپین حقوق بشر در ایران گفته بود: «مدیر مدرسه دخترم از من خواست تا کتبا تعهدنامه‌ای را امضا کنم که مثلا اگر بچه‌ای او را هل بدهد یا خودش بیفتد یا هر چیز دیگری مدرسه هیچ مسوولیتی ندارد. در حالی که وقتی بچه را به مدرسه می‌سپاری مسوولان مدرسه باید موظف به رسیدگی او باشند.»

تا سال ۹۶، کودکان استثنایی و دارای معلولیت، بر اساس شیوه نامه موسوم به "طرح تلفیقی" می‌توانستند در مدارس عادی تحصیل کنند. دانش‌آموزان نابینا، ناشنوا و معلولان جسمی و حرکتی بر اساس این طرح به مدرسه‌های عادی ارجاع داده می‌شدند، مگر خانواده تمایل داشت فرزندش را جای دیگری ثبت نام کند. اما در دستورالعملی که برای سال تحصیلی ۹۶-۹۷ صادر شد، تحصیل این کودکان در مدارس عادی به شرکت در برنامه سنجش بدو ورود به دبستان مشروط شد. این دستور‌العمل، ثبت نام و تحصیل کودکان معلول و استثنایی را به دلیل لزوم امکانات ویژه و ضرورت حضور نیروی متخصص، در مدارس عادی ممنوع اعلام کرد.

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1398/06/31
   گفتگویی تلخ

گفتگوی تلخ

ویدئوی کوتاهی از گفتگوی یک نوجوان با سندروم داون را به اشتراک می گذاریم

لینک ویدئو در کانال آپارات وب سایت

بچه های قلدر و بی تربیت که نزاکتی از خانواده و مدرسه نیاموخته اند، در سطح جامعه به گرگهایی تبدیل می شوند که راه و رسم رفاقت نمی دانند، جوانمردی را فراموش کرده اند و حمله به آسیب پذیرترین و معصوم ترین اقشار را نشانه زرنگی و هوش خود می دانند....

آیا وظیفه آموزش و پروش و سازمان بهزیستی، ادغام این کودکان در نظام آموزشی نیست ... آیا استثنا کردن این افراد ، باعث نمی شود که بچه های مدارس عادی خود را تافته جدابافته بدانند.  بیائیم به جای جدا کردن کودکان به آنها طرز زندگی اجتماعی و با هم بودن را یاد بدهیم و بازی مسخره کودک تیز هوش (که اکثرا به مدد ثروت و نفوذ خانواده است) و کودک استثنایی (که به خاطر دوری از کودکان دیگر، سرعت رشد کمتر از حد عادی خود را تجربه می کند) را بازنگری کنیم.

جای آن دارد که حداقل در کتاب های درسی، به بچه ها یاد بدهیم که این کودکان با نیازهای ویژه ، شریف ترین و صادق ترین اجزاء اجتماع هستند. آگاه باشیم که این کودکان در لطیف کردن فضای خشک اجتماع نقش بازی می کنند و هر کودک با نیاز ویژه ، فرصتی برای جامعه است.

به نظر من حرف این نوجوان در عین صداقت و سادگی بار معنایی زیادی دارد... «اگر قصد مسخره کردن مرا داری، برو خدا را مسخره کن. اگر قصد اذیت مرا داری برو خدا را اذیت کن....»

چه کسی می تواند به خود حق بدهد که به خلقت خاص خدا، انگ بچسباند.

افرادی که یک فرد با نیاز ویژه را مسخره می کنند، چه مزیتی بیشتر از آنها دارند...

کسی که یک فرد با نیاز ویژه را آزار می دهد، به احتمال زیاد خود تحت آزار جنسی و لفظی از سوی قلدرهای دیگر قرار گرفته و حالا دیواری کوتاهتر از این قشر عزیز ، که حلقه های خاص اتصال به خدا هستند، نیافته است...

حرف زیاد است...

امان از دست بی فرهنگی ما

 محمد رضا حیدرزاده نائینی

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1398/06/03
   من کیستم ؟

 

من کیستم؟

مردم مرا با کلمه معلول می شناسند

و حق با آنهاست، من چنین هستم

خدا از من به عنوان بهترین مخلوق یاد می کند

و حق با اوست ، من چنین هستم

 

مردم مرا به عنوان آدمی پرهزینه می شناسند

و حق با آنهاست ، من چنین هستم

خدا می گوید که زندگی من پرارزش است

و حق با اوست ، من چنین هستم

 

مردم مرا غیر مولد می دانند

و حق با آنهاست، من چنین هستم

خدا می گوید که من بین معلولیت و عدم معلولیت پل می سازم

و حق با اوست ، من چنین هستم

 

مردم مرا به عنوان موجودی با ظاهر زشت می شناسند

و حق با آنهاست ، من اینچنین هستم

خدا می گوید ، زندگی زیباست

و حق با اوست ، اینچنین است

رولاند والتر

 

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/12
   پای قصه زندگی یک گل پری

پای قصه شیرین زندگی نوجوان کرمانی با معلولیت حرکتی..

پای قصه زندگی با یک گل پری
خانم نازنین زهرا زواری
مبتلا به معلولیت جسمی
طوطی شکر شکن شیرین گفتار

از سرزمین قصه خیز کرمان...
برای مشاهده ویدئو دانلود فرمائید

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/11
   من این دیوانگی را دوست دارم

من این دیوانگی را دوست دارم

نویسنده: مهری معینی نائینی

همه این ماجرا ده دقیقه داخل مترو در تهران اتفاق افتاد ولی آن چنان تاثیری بر من گذاشت که باور کردنی نیست.

توی مترو نشسته بودم. صندلی خالی شد کنار دختر خانم جوانی نشستم. گفت: چقدر سرده! ای کاش کولر را خاموش می کردند. گفتم: وای نه. اون موقع از گرما بخاطر شلوغی مترو نمی شه نفس کشید.

گفت آخه میدونی من ام اس دارم. قلبم فرو ریخت و گفتم: ای کاش هیچ چیزی نگفته بودم. خودش در ادامه گفت: من 20 ساله که ام اس دارم و الان دوره کارشناسی ارشد را می گذرانم.

تعجب کردم  و او گفت این روحیه قوی و خنده روی لبم را از دکتر معالجم یاد گرفته ام. هر چند مادرم بهم می گه تو و دکترت هر دو دیوانه اید! اما من این دیوانگی را دوست دارم .

ادامه داد: دیگر خودم تنها نزد پزشک می روم. من با بیماریم هم اصلا مشکل ندارم. مشکل من اطرافیان من هستند که با بیماری من نمی توانند کنار بیایند.

این جای صحبتهای او بود که به ایستگاه رسیدم و به ناچار از او جدا شدم. بعد از جدا شدن از او احساس کردم که انگیزه و روحیه بهتری برای ادامه زندگی پیدا کرده ام و قادر به برخورد با مشکلات هستم آخه مدتی بود که احساس نا امیدی و ضعف بر من غلبه کرده بود. برای این دوست عزیز و با روحیه آرزوی سلامتی دارم.

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/09
   تجربه 27 سال از یک بی پا.

تجربه 27 سال از یک بی پا

 محمدرضا تقی‌پور از ٢٧ سال نبودن یک جفت پا  برای ما می گوید!

لطفا جهت دیدن ویدئوابتدا آن را دانلود بفرمایید

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/05
    دیوونه کیه

دیونه کیه

متن دکلمه دیوونه کیه عاقل کیه از حسین پناهی

)دکلمه عمو زنجیر باف یا دیوونه کیه؟ از مرحوم حسین پناهی(

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام !
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش !
راه دیدم نرفته بود ، رفتمش
جوونه‌ی نشکفته رو ، رستمش
ویروس که بود حالیش نبود ، هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛
            جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛
تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
  عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛
دویدم !
چشم فرستادی برام تا ببینم؛
که دیدم !
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟
نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟
نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من ، حیرونت نبودم؟
تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر می‌خواد دنیا بیاد،
آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن . . .
عمو زنجیر باف ، زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم . . .

دانلود متن دکلمه با صدای مرحوم حسین پناهی

 

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/04
   دین و باور