امروز : 03 خرداد 1398
 
   با یاران سوته دل

 
   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1400/01/01
   من کیستم ؟

 

من کیستم؟

مردم مرا با کلمه معلول می شناسند

و حق با آنهاست، من چنین هستم

خدا از من به عنوان بهترین مخلوق یاد می کند

و حق با اوست ، من چنین هستم

 

مردم مرا به عنوان آدمی پرهزینه می شناسند

و حق با آنهاست ، من چنین هستم

خدا می گوید که زندگی من پرارزش است

و حق با اوست ، من چنین هستم

 

مردم مرا غیر مولد می دانند

و حق با آنهاست، من چنین هستم

خدا می گوید که من بین معلولیت و عدم معلولیت پل می سازم

و حق با اوست ، من چنین هستم

 

مردم مرا به عنوان موجودی با ظاهر زشت می شناسند

و حق با آنهاست ، من اینچنین هستم

خدا می گوید ، زندگی زیباست

و حق با اوست ، اینچنین است

رولاند والتر

 

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/12
   پای قصه زندگی یک گل پری

پای قصه شیرین زندگی نوجوان کرمانی با معلولیت حرکتی..

پای قصه زندگی با یک گل پری
خانم نازنین زهرا زواری
مبتلا به معلولیت جسمی
طوطی شکر شکن شیرین گفتار

از سرزمین قصه خیز کرمان...
برای مشاهده ویدئو دانلود فرمائید

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/11
   من این دیوانگی را دوست دارم

من این دیوانگی را دوست دارم

نویسنده: مهری معینی نائینی

همه این ماجرا ده دقیقه داخل مترو در تهران اتفاق افتاد ولی آن چنان تاثیری بر من گذاشت که باور کردنی نیست.

توی مترو نشسته بودم. صندلی خالی شد کنار دختر خانم جوانی نشستم. گفت: چقدر سرده! ای کاش کولر را خاموش می کردند. گفتم: وای نه. اون موقع از گرما بخاطر شلوغی مترو نمی شه نفس کشید.

گفت آخه میدونی من ام اس دارم. قلبم فرو ریخت و گفتم: ای کاش هیچ چیزی نگفته بودم. خودش در ادامه گفت: من 20 ساله که ام اس دارم و الان دوره کارشناسی ارشد را می گذرانم.

تعجب کردم  و او گفت این روحیه قوی و خنده روی لبم را از دکتر معالجم یاد گرفته ام. هر چند مادرم بهم می گه تو و دکترت هر دو دیوانه اید! اما من این دیوانگی را دوست دارم .

ادامه داد: دیگر خودم تنها نزد پزشک می روم. من با بیماریم هم اصلا مشکل ندارم. مشکل من اطرافیان من هستند که با بیماری من نمی توانند کنار بیایند.

این جای صحبتهای او بود که به ایستگاه رسیدم و به ناچار از او جدا شدم. بعد از جدا شدن از او احساس کردم که انگیزه و روحیه بهتری برای ادامه زندگی پیدا کرده ام و قادر به برخورد با مشکلات هستم آخه مدتی بود که احساس نا امیدی و ضعف بر من غلبه کرده بود. برای این دوست عزیز و با روحیه آرزوی سلامتی دارم.

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/09
   تجربه 27 سال از یک بی پا.

تجربه 27 سال از یک بی پا

 محمدرضا تقی‌پور از ٢٧ سال نبودن یک جفت پا  برای ما می گوید!

لطفا جهت دیدن ویدئوابتدا آن را دانلود بفرمایید

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/05
    دیوونه کیه

دیونه کیه

متن دکلمه دیوونه کیه عاقل کیه از حسین پناهی

)دکلمه عمو زنجیر باف یا دیوونه کیه؟ از مرحوم حسین پناهی(

دیوونه کیه؟
عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
واسطه نیار، به عزتت خمارم
حوصله‌ی هیچ کسی رو ندارم
کفر نمی‌گم، سوال دارم
یک تریلی محال دارم
تازه داره حالیم می‌شه چی‌کاره‌ام
می‌چرخم و می‌چرخونم ٬ سیاره‌ام !
تازه دیدم حرف حسابت منم
طلای نابت منم
تازه دیدم که دل دارم، بستمش !
راه دیدم نرفته بود ، رفتمش
جوونه‌ی نشکفته رو ، رستمش
ویروس که بود حالیش نبود ، هستمش
جواب زنده بودنم مرگ نبود؛
            جون شما بود؟
مردن من مردن یک برگ نبود؛
تو رو به خدا بود؟
اون همه افسانه و افسون ولش؟
این دل پر خون ولش؟
دلهره‌ی گم کردن گدار مارون ولش؟
تماشای پرنده‌ها بالای کارون ولش؟
خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون ولش؟
دیوونه کیه؟
  عاقل کیه؟
جونور کامل کیه؟
گفتی بیا زندگی خیلی زیباست؛
دویدم !
چشم فرستادی برام تا ببینم؛
که دیدم !
پرسیدم این آتش بازی تو آسمون معناش چیه؟
کنار این جوب روون معناش چیه؟
این همه راز، این همه رمز
این همه سر و اسرار معماست؟
آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟
نه والله!
مات و پریشونم کنی که چی بشه؟
نه بالله!
پریشونت نبودم؟
من ، حیرونت نبودم؟
تازه داشتم می‌فهمیدم که فهم من چقدر کمه
اتم تو دنیای خودش حریف صد تا رستمه
گفتی ببند چشماتو وقت رفتنه
انجیر می‌خواد دنیا بیاد،
آهن و فسفرش کمه
چشمای من آهن انجیر شدن
حلقه‌ای از حلقه‌ی زنجیر شدن . . .
عمو زنجیر باف ، زنجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم
چشم من و انجیرتو بنازم . . .

دانلود متن دکلمه با صدای مرحوم حسین پناهی

 

   ارسال شده توسط   با یاران سوته دل  در مورخ   1397/09/04
   دین و باور