امروز : 30 شهريور 1398
 
   معرفی کتاب نوع خاصی از عشق

مقدمه مترجم

سالهای 1385  بعد از ترجمه کتاب نوع خاصی از عشق a special kind of love ، افتخار آشنایی با مرحوم محمود کاشی چی بنیانگذار انتشارات گوتنبرگ را پیدا کردم. وی انسان درد آشنایی بود و بخاطر معلولیتی که یکی از نزدیکانش داشت، انتشار این گونه کتابها را برای جامعه خیلی مفید می دانست. او  صادقانه گفت که هنوز جامعه کلمات قدیم را می شناسد و وقتی که کسی بخواهد در مورد این گونه بچه ها مطالعه کند، معمولا کلمه معلول یا فلج و امثالهم را در عناوین کتابها جستجو می کند. خوشبختانه الان جامعه بعد از بیش از یک دهه کلمات مناسبتری به کار می برد. ایشان تنها فردی  بود که مشتاقانه کتاب را بدست گرفت و یک هفته بعد که کتاب را با دقت خوانده بود، قرار ملاقات برای ارائه آن به وزارت ارشاد و سپس چاپ  آن گذاشت.

در این بخش ، قسمتهایی از کتاب نوع خاصی از عشق ارائه می شود. این بخش بازتاب تجربیات خاطرات و تجربیات روزانه خانواده های زیادی در بین ملتهای مختلف است که با عشق کودکان با نیازهای خاص زندگی می کنند. انگیزه مدیر سایت از ترجمه این کتاب، این بود که هم این عشق شرح داده شود و هم نوعی فرهنگ سازی در جامعه در مقابل برخوردهای نامناسبی که به شکل کلامی و یا حتی نگاههای ترحم آمیز وجود دارد، صورت گیرد.

معمولا دو نگاه در مورد این کودکان ارائه می شود برخی آن را عذاب و کیفر الهی برای بنده گنهکار و برخی آن را بوته آزمایش خداوند برای بنده پاک می دانند. هر دو تفسیر منفی نگرانه است و از حیث عملی راهی پیش روی جامعه نمی گذارد. این بخش با داستانهای واقعی از زندگی کودکان با ناتوانی و مشکلات حرکتی و ذهنی، به ما می آموزد که بجای ارائه عبارات پیچیده و فلسفی، آغوش پر مهر خود را بر روی آنها بگشائیم. در کل این داستانها شما نور خدا را با وجود کودکانی با مشکلات خاص می بینید.

محمد رضا حیدرزاده نائینی مدیر سایت و مترجم کتاب

بخش اول

عنوان : پیمودن راه ایمان مطالعه بخش اول

موضوعات بخش اول :

  •   ضربه - چارلوت آدل اسپرگر
  •    انگیزه ای برای جشن - جانت لین میچل
  •   تصدیق راه ایمانمارتا بولتون
  •   نقشه   - چارلین آ. دربی
  •   وقتی بزرگ شدم  - پدر کازی
  •   در دستان خدا - يادیرا پاکو

بخش دوم

عنوان : امید بستن در لحظات نومیدی مطالعه بخش دوم

موضوعات بخش دوم :

  •    شروع سفر -  لیندا ایوانس شفردا
  •    ما به معجزات اعتقاد داریم - پدر آمبر سالیان
  •    روزی که دخترم همه امیدهایش را از دست داد - جانت لین میچل
  •   پدر و مادر سمج - ساندرا ال استیل
  •   شیشه نعمتهای خدا - جانت لین میچل
  •   آیا ما خوش شانس نیستیم؟ - جودی داونینگ

بخش سوم

عنوان : مهرورزی بدون قید و شرط مطالعه بخش سوم

موضوعات بخش سوم :

  •   گوش فیل - ماریت کرامر سوددارت
  •   معجزه جی جی - لوئیز توکر جونز
  •   فاصله ای به اندازه یک تماس تلفنی - سوزان تیتوس اوزبورن
  •   پرتویی از آفتاب - ناتنت تورسن - اسنایپ
  •  مادربزرگ، تو اخراجی - مارلین جاسكولک
  •  شهامت طرح مشکل -جین پائولوس
  • عشق و یک ماشین تحریر کهنه  - کارن کاسمن

بخش چهارم

عنوان : توکل ورزیدن علیرغم ناملایمات مطالعه بخش چهارم

موضوعات بخش چهارم :

  •   بچه های پررو و شرور - دانی دالی ماکال
  •   الهامات یک مادر - جانت لین میچل
  •   خرگوش قهوه ای کوچولو - سوزان تیتوس اوزبورن
  •    امروز، فردا و سال آینده - هلن تاکلید
  •    شبی به یاد ماندنی - مادر سارا
  •    هر روز یک معجزه است؟ - کارن روهل
  •    بله ای خدا من به تو توکل دارم -  جانت لین میچل

بخش پنجم

عنوان : بخشیدن نابخشودنی ها مطالعه بخش پنجم

موضوعات بخش پنجم :

  •  وقتی حداکثر توانت هم کافی نیست - سیلوی همستر
  •   یک حرف نامربوط - جودی وینتر
  •   آخرین تسویه حساب - یک مادر
  •    نَه! - از مادر وندی
  •    گنج من، دوستان من - جانت لین میچل
  •    دسته بادکنکها - جانت لین میچل

بخش ششم

عنوان : سرو کار داشتن با غیر ممکن ها مطالعه بخش ششم

موضوعات بخش ششم :

 

  •  مرگ آرزوهایم و همچنین نابودی اعتقاداتم-یک مادر
  •   عبادتگاه - یک مادر
  •  در سکوت مرگبار شب - جانت لین میچل
  •   مَ دودِت دانم - کای رائوگست
  •    آهان، فهمیدم - دبهارتی
  •    تشکر، سیب زمینی خوشمزه - تایلر سکستون

بخش هفتم

عنوان : شهامت در صحنه عمل مطالعه بخش هفتم

موضوعات بخش هفتم:

  • شجاعت، علیرغم - مادر آمی
  •   محلی خاص برای مادری خاص - پاتریکا راددوک
  •  دستانم - جین گتس پالوس
  •  دلیلی برای شهامت - کندی بوریس
  •   یک اردوی تفریحی - جو کولمان
  •    دختری هیجده ساله - جانت لین میچل

بخش هشتم

عنوان : غلبه بر شکست ها و وقفه ها مطالعه بخش هشتم

موضوعات بخش هفتم:

  • فراری در سایه پدر دانیال
  •  یک دیدار متحول کننده زندگی - پدر تیمی
  • زندگی مشترک در خطر- کارن کاسمان
  •  مامان و بابا - جنیفر جاکسون
  • گریه جشن تولد بزرگ - ليندا اوانس شفرد

   ارسال شده توسط   نوع خاصی از عشق  در مورخ   1400/01/01
   شاید در بهشت بشناسمت

 

 

«شاید در بهشت بشناسمت!»*


این جمله سرفصل یک داستان بسیار زیبا و پند آموز است که در یک برنامه ی تلوزیونی مطرح شد.

مجری یک برنامه تلوزیونی که مهمان او یک فرد ثروتمندی بود، این سوال را از او پرسید؛ بیشترین چیزی که شما را خوشبخت کرد چه بود؟

فرد ثروتمند چنین پاسخ داد:
چهار مرحله را طی کردم تا طعم حقیقی *خوشبختی* را چشیدم.

در *«مرحله ی اول»* گمان میکردم خوشبختی در جمع آوری ثروت و کالا است، اما این چنین نبود.

در *«مرحله ی دوم»* چنین به گمانم میرسید که خوشبختی در جمع آوری چیزهای کم یاب و ارزشمند می باشد، ولی تاثیرش موقت بود.

در *«مرحله ی سوم»* با خود فکر کردم که خوشبختی در به دست آوردن پروژه های بزرگ مانند خرید یک مکان تفریحی و غیره می‌باشد، اما باز هم آنطور که فکر میکردم نبود.

در *«مرحله چهارم»* اما یکی از دوستانم پیشنهادی به من داد، پیشنهاد این بود که برای جمعی از *کودکان معلول* صندلی های مخصوص خریده شود، و من هم بی درنگ این پیشنهاد را قبول کردم.
اما دوستم اصرار کرد با او به جمع کودکان رفته و این هدیه را خود تقدیم آنان کنم. وقتی به جمعشان رفتم و هدیه ها را به آنان تحویل دادم، خوشحالی که در صورت آن ها نهفته بود واقعا دیدن داشت! کودکان نشسته بر صندلی خود به شادی و بازی پرداخته و خنده بر لب هایشان نقش بسته بود.

اما آن چیزی که *طعم حقیقی خوشبختی* را با آن حس کردم چیز دیگری بود!

هنگامی که قصد رفتن داشتم، یکی از آن کودکان آمد و پایم را گرفت! سعی کردم پای خود را با مهربانی از دستانش جدا کنم اما او درحالی که با چشمانش  به شدت به صورتم خیره شده بود این اجازه را به من نمی‌داد!

خود را خَم کردم و خیلی آرام از او پرسیدم: آیا قبل از رفتن درخواستی از من داری؟

این جوابش همان چیزی بود که *معنای حقیقی خوشبختی* را با آن فهمیدم...

او گفت: میخواهم چهره ات را دقیق به یاد داشته باشم تا در لحظه ی *ملاقات در بهشت*، شما را بشناسم. در آن هنگام جلوی *پروردگار جهانیان* دوباره از شما تشکر کنم!

   ارسال شده توسط   نوع خاصی از عشق  در مورخ   1398/01/27